سیاست پولی (Monetary policy) روشی برای کنترل میزان عرضه پول یا نقدینگی در اقتصاد بوده و عامل اجرای آن در هر کشوری، بانک مرکزی است. سیاست‌های پولی با هدف کنترل تورم، ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی به وجود آمده‌اند. بدین شکل که در شرایط مختلف اقتصادی، سیاست‌های پولی متفاوتی اتخاذ می‌شود تا تعادل اقتصادی برقرار شود.

سیاست پولی چیست؟

سیاست پولی، مجموعه‌ای از ابزارهایی است که بانک مرکزی یک کشور به منظور مدیریت نوسانات اقتصادی به کار می‌گیرد تا نرخ تورم پایین و با‌ثبات باقی بماند. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، بانک‌های مرکزی اهداف تورمی را مشخص می‌کنند. برای مثال، هدف‌گذاری تورم در آمریکا، ٪۲ است. البته بسیاری از کشورهای در حال توسعه نیز به سمت هدف‌گذاری تورم سوق پیدا کرده‌اند.

انواع سیاست‌های پولی

انواع سیاست‌های پولی را با توجه به سطح رشد یا رکود در اقتصاد می‌توان به دو دسته سیاست پولی انقباضی و انبساطی تقسیم کرد.

سیاست پولی انبساطی

سیاست پولی انبساطی در اقتصاد کلان، روشی است که به هنگام دوران رکود یا کاهش رشد اقتصادی به کار گرفته می‌شود. در این روش با کاهش نرخ بهره، از جذابیت پس‌انداز کاسته شده و مصرف‌کنندگان تمایل بیشتری به خرج کردن و خرید پیدا می‌کنند. از طرف دیگر با کاهش نرخ بهره، هزینه استقراض کاهش یافته و بنگاه‌های اقتصادی می‌توانند از وام‌های بانکی جهت رونق تولید استفاده کنند.

سیاست پولی انقباضی

سیاست پولی انقباضی در اقتصاد کلان، روشی است که به هنگام افزایش تورم به کار گرفته می‌شود. در این روش با افزایش نرخ بهره، نقدینگی یا حجم پول موجود در کشور محدود شده تا به واسطه‌ی آن نرخ تورم کاهش پیدا کند. با افزایش نرخ بهره، تمایل به نگهداری پول در بانک بیشتر شده و از میزان تقاضا برای خرید کالاها و خدمات کاسته می‌شود.

اهداف سیاست‌های پولی

در کشورهای خارجی (به ویژه آمریکا) دو هدف عمده از اجرای سیاست‌های پولی وجود دارد:

  1. تورم ثابت با نرخ ۲٪
  2. حداکثر اشتغال و رونق اقتصادی

۱- سیاست‌های پولی در جهت افزایش یا کاهش نرخ تورم به کار گرفته می‌شوند.

سیاست پولی انبساطی

سیاست پولی انقباضی
افزایش تورم و حجم پول در گردش

کاهش تورم و حجم پول در گردش

 

۲- هر دو سیاست پولی انبساطی و انقباضی بایستی منجر به افزایش سطح اشتغال و رونق اقتصادی یا متعادل نگه داشتن آنها شوند.

سیاست پولی انبساطی، با افزایش عرضه پول و نرخ‌های بهره پایین منجر به رونق کسب و کارها می‌شود. بدین شکل، نرخ بیکاری کاهش می‌یابد. البته تعیین نرخ دقیق بیکاری جز اهداف سیاست‌های پولی نیست. به بیان دیگر، هدف از به کار گرفتن سیاست پولی انقباضی، افزایش نرخ بیکاری نیست اما یکی از تاثیراتِ به کارگیری این سیاست، افزایش نرخ بیکاری است.

سیاست پولی انبساطی

سیاست پولی انقباضی
کاهش نرخ بیکاری

افزایش نرخ بیکاری

 

به نقل از فدرال رزرو آمریکا، «سیاست‌های پولی، هدف ثابتی برای اشتغال مشخص نمی‌کنند. چون حداکثر سطح اشتغال عمدتا توسط عوامل غیر پولی که بر ساختار و پویایی بازار کار تاثیر می‌گذارند، تعیین می‌شود. با این حال سیاست‌گذران فدرال رزرو، پیش‌بینی خود از نرخ بیکاری را منتشر می‌کنند.»

گرچه به غیر از این دو، اهداف دیگری برای سیاست‌های پولی همچون متعادل نگه داشتن نرخ‌های بهره در بلندمدت و نرخ تبادل ارز نیز مطرح است. نرخ تبادل ارز یا برابری ارزها، می‌تواند تحت تاثیر سیاست‌های پولی قرار بگیرد. برای مثال با افزایش نقدینگی، ارزش پول ملی نسبت به ارزهای خارجی کمتر می‌شود.

ابزارهای سیاست پولی

سیاست‌های پولی بانک مرکزی با استفاده از ابزارهایی اجرا می‌شوند که در ادامه به شرح آنها خواهیم پرداخت.

۱- نرخ بهره (Interest rate)

هنگامی که تورم افزایش پیدا می‌کند، بانک مرکزی می‌تواند با افزایش نرخ بهره با آن مقابله کند. با افزایش نرخ بهره، هزینه استقراض افزایش پیدا کرده و عرضه پول یا نقدینگی کاهش می‌یابد. بانک مرکزی در واقع با افزایش نرخ تنزیل (Discount Rate) منجر به افزایش نرخ بهره در سایر بانکها می‌شود.

  • با افزایش نرخ بهره، تمایل به مصرف کردن و تقاضا برای خرید کالاها و خدمات کاهش می‌یابد.

۲- سپرده قانونی یا ذخایر بانکی (Bank reserves)

بانک مرکزی، نهادی است که مقدار ذخایر بانکی یا سپرده قانونی سایر بانکها را تعیین می‌کند. برای مثال اگر نسبت سپرده قانونی ۱۰٪ باشد، بدین معنی است که از یک میلیون تومانی که مشتری نزد بانکهای تجاری سپرده‌گذاری می‌کند، ۹۰۰ هزار تومان آن به عنوان وام و تسهیلات (توسط همان بانکها) در اختیار سایر افراد قرار داده می‌شود. این قضیه منجر به خلق پول و نقدینگی بیشتر شده و متعاقبا تورم را افزایش می‌دهد.

حال بانک اگر بانک مرکزی نسبت ذخایر بانکی را افزایش دهد و مثلا به ۴۰٪ برساند، بانکها پول کمتری برای وام دادن در اختیار خواهند داشت و بدین ترتیب نقدینگی با هدف کاهش تورم، محدود می‌شود.

  • بانک مرکزی در ازای سپرده قانونی بانکها و به عنوان هزینه فرصت، به آنها سود پرداخت می‌کند. این سود در آمریکا با نام IOR‌ (بهره ذخایر) شناخته می‌شود.

۳- عملیات بازار باز (Open market operation)

سومین ابراز سیاست پولی، استفاده از عملیات بازار باز یا OMO است. بانک مرکزی قادر است با خرید و فروش اوراق بهادار منتشر شده توسط دولت (اوراق قرضه در آمریکا) نقدینگی را کنترل کند.

  • بانک مرکزی با فروش اوراق بدهی خود در عملیات بازار آزاد، نقدینگی را کمتر می‌کند تا نرخ تورم کاهش یابد.
  • هنگامی که نرخ تورم پایین باشد، بانک مرکزی قادر است با خرید اوراق بدهی و تزریق پول به بازار، تورم را افزایش دهد.

ابزارهای سیاست پولی در ایران چیست؟

ابزارهای سیاست پولی در بانک مرکزی ایران مشابه نمونه‌های جهانی است با این تفاوت که از لحاظ تقسیم‌بندی و قوانین اندکی متفاوت است.

ابزارهای سیاست پولی به نقل از بانک مرکزی، به دو دسته ابزارهای مستقیم و ابزارهای غیر مستقیم تقسیم می‌شوند.

۱- ابزارهای مستقیم در سیاست پولی

  • کنترل نرخ‌های سود بانکی
  • سقف اعتباری

نرخ سود بانکی یا نرخ بهره عملکردی مشابه با آنچه تاکنون در خصوص آن توضیح دادیم، دارد اما منظور از سقف اعتباری چیست؟

سقف اعتباری یعنی بانک مرکزی مختار است مقدار و اولویت‌بندی وام‌ها و اعتبارات اعطایی بانکهای تجاری به مشتریان و بنگاه‌های اقتصادی را تعیین کند.

۲- ابزارهای غیر مستقیم در سیاست پولی

  • نسبت سپرده قانونی
  • اوراق مشارکت بانک مرکزی
  • سپرده ویژه بانکها نزد بانک مرکزی

الف) نسبت سپرده قانونی که پیش از این در خصوص آن صحبت کردیم، مطابق سیاست بانک مرکزی ایران از ۱۰٪ تا ۳۰٪  متغیر است.

ب) بانک مرکزی ایران با هدف اجرای عملیات بازار باز، اوراق مشارکت منتشر کرده و با فروش آنها به هنگام اتخاذ سیاست‌های پولی انقباضی، از حجم نقدینگی می‌کاهد.

پ) بانک مرکزی با جذب منابع مازاد بانکها و سپرده‌گذاری آنها نزد خود، نقدینگی را مهار می‌کند. بانکها نیز در ازای این سپرده‌گذاری، سود خاصی دریافت می‌کنند.

تفاوت سیاست‌های پولی و سیاست‌های مالی

تفاوت سیاست پولی و سیاست مالی در وهله اول به عامل اجرای این سیاست‌ها (بانک مرکزی و دولت) و در وهله بعدی به ابزارهای سیاست‌گذاری مرتبط است.

در سیاست پولی بانک مرکزی با هدف متعادل نگه داشتن اقتصاد و تورم، کاهش نرخ بیکاری، حفاظت از ارزش پول و حفظ رشد اقتصادی ابزارهایی مانند نرخ بهره و عملیات بازار باز را به کار می‌گیرد.

در سیاست مالی دولت با هدف متعادل نگه داشتن فعالیت‌های اقتصادی از ابزارهایی مانند مخارج دولت (تزریق یا عدم تزریق پول به اقتصاد) و مالیات استفاده می‌کند.

سیاست‌های پولی و مالی هر دو می‌توانند انبساطی یا انقباضی باشند. در جدول زیر به مقایسه سیاست پولی و مالی پرداخته‌ایم.

 

مثالی از سیاست پولی انقباضی

با اعمال سیاست‌های پولی انقباضی توسط بانک مرکزی، رشد اقتصادی کاهش یافته و در عوض نرخ بیکاری افزایش خواهد یافت. با این حال این اقدامات جهت متعادل کردن اقتصاد و کنترل قیمت ها الزامی است. برای مثال آمریکا در دهه ۸۰ میلادی، نرخ تورم به بیشتر از ۱۴٪ رسیده بود. سیاست پولی انقباضی فدرال رزرو در آن زمان، نرخ بهره را به ۲۰٪ رساند. این نرخ بهره بالا اگرچه منجر به رکود شد اما تورم در طی سال های بعدی تا محدوده ۴٪ کاهش یافت.

مثالی از سیاست پولی انبساطی

یک نمونه از سیاست پولی انبساطی در حوالی سال ۲۰۰۸ میلادی به هنگام بروز رکود بزرگ در آمریکا به کار گرفته شد. در آن زمان قیمت مسکن کاهش یافته و سرعت رشد اقتصادی کم شده بود. بنابراین فدرال رزرو نرخ تنزیل (بهره) را از ۵.۲۵٪ در ژوئن ۲۰۰۷ به ۰٪ در پایان سال ۲۰۰۸ میلادی کاهش داد. علاوه بر این، اوراق دولتی به ارزش ۳.۷ تریلیون دلار در فاصله سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴ خریداری شد تا حجم پول در کشور افزایش یافته و به رونق اقتصادی منجر شود.

سیاست پولی شامل مجموعه‌ای از ابزارها و روشها برای متعادل نگه داشتن اقتصاد، کنترل تورم و بیکاری است. هنگامی که سرعت رشد اقتصادی به دلیل تقاضای ضعیف کُند می‌شود، بانک مرکزی از سیاست‌های پولی انبساطی استفاده می‌کند و هنگامی که به دلیل افزایش تقاضا، رشد اقتصادی جوابگوی تولید بیشتر نیست، بانک مرکزی سیاست‌های پولی انقباضی را به کار می‌گیرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *